سديد الدين محمد عوفى

246

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

را بكشتند تا آن كس كه « 1 » بخورد « 2 » شرم ندارد يا « 3 » بيشتر خورد « 4 » يا « 5 » كمتر « 6 » . چون چراغ را بياوردند جمله برقرار بود كه هيچ‌كس بدان دست دراز نكرده بود و به يكديگر ايثار مىكردند و آن از جملهء اخلاق ايشان بوده است « 7 » . [ روايت حذيفة بن عدى از جنگ تبوك و دست به دست گشتن آب بين مجروحان ] حكايت ( 3 ) حذيفة بن عدى مىگويد : در حرب تبوك بسيار كس شهيد شدند و « 8 » تشنگى بر ايشان غلبه كرده بود « 9 » . من آب برگرفتم و پسر عم خود را طلب كردم . وى را يافتم « 10 » يك نفس « 11 » مانده « 12 » از تشنگى . گفتم : آب خواهى ؟ گفت : خواهم « 13 » . ديگرى در پهلوى او افتاده بود گفت : آه . اشارت كرد كه آب پيش‌تر به نزديك او بر . آنجا بردم . نگاه كردم هشام بن العاص بود و جانش بر لب رسيده . گفتم : آب بگير . هشام در نگريد . يكى را ديد كه در پهلوى او از تشنگى افتاده بود و مىطپيد « 14 » . مرا گفت : اول او را ده « 15 » . تا به نزديك او رفتم « 16 » جان تسليم كرده بود . پس به نزديك هشام بازآوردم « 17 » وى نيز رحلت كرده بود پس « 18 » به نزديك پسرعم خود آوردم او نيز وفات يافته بود و هر سه تشنه درگذشتند و آب را بر يكديگر ايثار كردند و آن كمال مقام ايشان بود « 19 » . [ شيخ ابو الحسن نورى و جمعى از صوفيان ] حكايت ( 4 ) آورده‌اند كه شيخ ابو الحسن نورى را با جماعتى از صوفيان به تهمت « 20 » زندقه بگرفتند و به نزديك خليفهء وقت آوردند « 21 » .

--> ( 1 ) مج و بنياد - كه ( 2 ) مپ 2 : خورد ، بنياد : به خوردن ( 3 ) متن : و ، مج : كه ، بنياد : كه كدام ( 4 ) بنياد : خوردند ( 5 ) بنياد : و كدام ( 6 ) متن و مپ 2 + خورد ( 7 ) مج : از جمله كرامت است . ( 8 ) متن و بنياد : از ( 9 ) متن و بنياد - بر ايشان غلبه كرده بود ( 10 ) مپ 2 - يافتم ( 11 ) بنياد + او ( 12 ) مپ 2 + بود ( 13 ) مپ 2 : چون آب بردم ( 14 ) متن - گفتم آب خواهى . . . افتاده بود و مىطپيد ، مپ 2 - ديگرى در پهلوى او . . . و مىطپيد ( 15 ) مپ 2 : اين را ده ، متن - اول او را ده ( 16 ) مپ 2 : باز رفتم ( 17 ) مپ 2 : رفتم ( 18 ) بنياد - پس ( 19 ) نسخه مج اين حكايت را ضبط نكرده است . ( 20 ) مج - تهمت ( 21 ) مپ 2 : بردند